شکرانه

یا من اسمه دواء و ذکره شفا

الا به ذکرالله تطمئن القلوب

چند روز گذشته برای دخترا ساعات خوبی نبود روز سه شنبه ( 90/11/18) سما جون یعد سرما خوردگی مسافرت تازه داشت جون میگرفت که دچار مسمومیت شد

ساعت 2 بردمش بیمارستان پیش اقا جان که همونجا شیفت بودن اول از دلشون نیومد سرم بگیره اما اینقد وضعیتت بد شد ناراحت که مجبور شدن ازش رگ بگیرن و دست ناز سما جون رو آخآخ....

آزمایشهای جورواجور و سونوگرافی انجام شد آخه تهوعش قطع نمیشد و نگران کننده بود  جواب آزمایشگاه محترم هم که حسابی آقا جان و من رو دپرس کردنگران

جواب حاکی از کم کاری کلیه بود که من نگرانی رو در چشمهای آقا جون دیدم اینقدر صبرشون زیاد بود که با هر قطره اشک من میگفتن توکل به خدا کن ... خلاصه کار من صلوات فرستادن بودن و گریه

اون لحظه دلم میخواست دنیا رو بدم و سلامتی تو رو بگیرم دل شکسته

آزمایش تکرار شد و بعد نیم ساعت که آقا جان به آزمایشگاه زنگ زدن ایشون فرمایش کردن : "ببخشید آقای دکتر جواب آزمایش یکی دیگرو برا دختر شما نوشته بودن !!!!!!!!!!!!!!" تعجب

از یه طرف خوشحال بودیم و از یه طرف متعجب از وجدان کاری بعضی از افراد !!!!!!!!

بعد سونو انجام شد که احتمال آپاندسیت هم رفع بشه که خدا رو شکر خوب بود

اما وضعیت خوب نبود ده دقیقه ای شارژ میشدی و شعر میخوندی بعد دوباره زیر و رو میشدی ناراحت

شیفت آقاو جان تمام شد و با همدیگه کنار تختت نشستیم خانم دکتر رزیدنت اطفال اومدن و دویاره ویزیتت کردن که ایشون هم خیلی نگران تو بودن و با جواب آزمایش و سونو به اتفاق آقا جان به این نتیجه رسیدن که احتمالا مسمومیت بوده ....

خلاصه حول و حوش ساعت 9/5 شب بود که طلب آبمیوه کردی توکل به خدا یکم بهت دادیم و خدا رو شکر تحملشون کردی بعد دوباره تکرار کردیم و خدا رو شکر ساعت 10/5 وضعیتت استیبل شد و ۀقل جان گفتن ببریمت خونه اما هنوز آنژیوکت تو دستت بود تا ببینیم تا صبح چی میشه که خدا رو شکر رسیدی تو ماشین خوابت برد

و روز بعد هم خوب بودی که شب آنژیوکت رو کشیدیم

هنوز تو بهتر شدی که آبجی زهرا صبح جمعه دچارش شد و با مهمونا میخواستیم بریم خور که اونجا همش خوابیده بود ولی خدا رو شکر اونجا بهتر شد و تا شب خوب شد

اما هردوتون هنوز بی اشتها هستید که امیدوارم زودتر به وضعیت عادی برگردید

الهی آمین

خدای بزرگ رو به خاطر این همه لطفی که به ما داره سپاسگذارم اون روز دنیای من شده بود سلامتی سما و از خدای مهربون ممنونم که به قلب شکسته یه مادر توجه کرد

خدای من زبانم قاصر است برای شکرگذاری به درگاهت ممنون خدایخوب و مهربونم و هزاران بار شگرت به خاطر نعمت سلامتی که به ما دادی

شککککککککککککرررر

اینم عکسهایاون روزا

امیدوارم همیشه همه سالم و سلامت باشید

آمیننننننن

 

/ 10 نظر / 3 بازدید
مامانی

خدایا شکرت شکرت شکرت

مامان عرشیا

امیدوارم دخترای گلتون خوب شده باشن والان سرحال باشن... توی بیمارستان خیلی لحظات سختی میگذره مخصوصا وقتی بچه ات مریض باشه... درک میکنم خیلی سخته اما خدا رو شکر که گذشت و مشکل خاصی نبوده[قلب]

فرزانه

سلام. به به قالب جدید وبلاگ مبارک باشه[لبخند] ماشاءا...چقدر دقیق گفتین، انگاری آدم موقع خوندنش، خودش و اون لحظه و توی اون موقعیت احساس می کنه...مثل رمان کلیدر[لبخند] با آرزوی سلامتی و تندرستی برای همه اعضای خانواده[گل]

سحر

سلام زهراخانم گل خوبی عزیزم؟سما جون خوبه؟ آقاجان و مامان چطور؟ حتما حسابی سرگرم درسایی ک پیدات نیست...! دلم براتون خیلی تنگ شده[ناراحت] براتون ی دنیا شادی وسلامتی ارزو میکنم...ب امید دیدار[بغل][ماچ]

فرزانه

علامت سوال واسه چی؟!!!!!!!! منظورم جزئی نویسی بود دیگه!

فرزانه

A little boy asked his mother, "Why are you crying?" "Because I'm a woman," she told him. "I don't understand," he said. His Mom just hugged him and said, "And you never will." Later the little boy asked his father, "Why does mother seem to cry for no reason?" " All women cry for no reason," was all his dad could say. The little boy grew up and became a man, still wondering why women cry. Finally he put in a call to God. When God got on the phone he asked, "God, why do women cry so easily?" God said: " When I made the woman she had to be special. I made her shoulders strong enough to carry the weight of the world, yet gentle enough to give comfort. I gave her an inner strength to endure childbirth and the rejection that many times comes from her children. I gave her a hardness that allows her to keep going when everyone else gives up, and take care of her family through sickness and fatigue without complaining. I gave her the s

آزاده و ساینا

خدارو شکر که خوبین[ماچ][گل]

آقاجانی

وقتی سلامتی هست کمتر قدرش رو میدونیم خدا رو شکر که همه سالمیم و به امید سلامتی همه ی بیناران

مهتا مامان امیرپارسا

ایشالا که دخترای نازت همیشه سلامت باشن واقعا هیچ چیز جای سلامتی رو پر نمیکنه...... من هم برات سالی خوب و سرشار از شادی و سلامتی و موفقیت آرزو دارم دلم هم بسیارررررر برات تنگ شده بود خوب کردی اومدی کلوب واقعا خوشحال شدم به امید روزی که مثل قدیم بیای تو جمعمون