محرم

این حسین کیست که جانها همه دیوانه اوست

سلام و عرض معذرت از اینکه این همه مدت نیومدیم و قبولی عزاداریهای همه دوستان

 

( این دفعه سومه که دارم متن رو ادیت میکنم و هر دفعه آخر کار دیس کانکت میشم وایییییییییی از این تکنولوژی )کلافه

این روزا همه اعضا خونواده به نوعی گرفتار بودیم

زهرا جون  مدرسه

مامانی دانشگاه!!!!!!!!!!!استرس

 

و آقاجان هم شیفت !!! و بعد شیفت هم خواب

اما زهرا جون و سما جون در این روزها

زهراجون که کما کان مدرسه و از روزی که روانشناس محترم آقای دکتر حسن زاده

اومدن مدرسه تصمیم بر این گرفته شد که طرح کیف در مدرسه اجرا بشه

اولین چک پول ٢٠ امتیازیشو از خانمشون گرفته هوراهورا

تا حرف ( ز ) هم خوندن تشویق

اما سما جون شده یه طوطی کوچولو هر کس چیزی میگه ایشون فوری پشتش تکرار میکنه

اما کلمات قصار خانمی :

آبلا ................... آبجی زهراست

ماما ................... مامانی

آگا .................... آقا جون

انا یا ا اونا .................... از اونا

لو ................... هر نوع شیر اعم از پاکتی ، رایانه ای !!!!!!!!!! و مامانی نیشخند

بت .................. رفت

ابا ................ افتادن یا بلند شدن هر دو

منا ( با تشدید ن ) ............... مهنا دختر عمه جونش

عمه جی .................. عمه جون

عمو میدی آقا ................ عمو مهدی آقا ( شوهر خاله جونش )

بابا ............. بای بای

بابایی ................ آقای پدر بزرگ

گاله ............ خاله

و جمله ای هم که خیلی تکرار میکنه

آبلا کجا اس ( با فاصله میگه ) و تا دلتون بخواد به جای ضمیرش گزینه بزارین

آگا کجا اس و ...........

ددو .................. دستام

ادو ............... الو

دا .......... داغ

آنا من ................ از اونا برای من

و خیلی کلمه های دیگه که الان حضور ذهن ندارم

پی نوشت :

این روزها که گذشت از عمق وجودم درک کردم که چقدر در کنار همسری با وجود گل

دخترای نازمون خوشبختم دلم میخواد فریاد بزنم که من خوشبختم و با صدای بلند خدا

رو شکر کنم

خدای مهربون از تو به خاطر همه لطفها و نعمتهایی که به من دادی سپاسگذارم

خدایا شکرتتتتتتت هزاران بار که زبانم قاصر است از شکر گذاری به درگاهت

 

 

 

جشن قران در امامزاده ( سمت راست روژینا ، وسط زهرا جون ، سمت چپ مریم )

 

پیتزا طوس در بیرجند

باغ وحش پارک توحید بیرجند که کلی واسه حیوونا غش رفت ماچ

 

 

الهی نبینم طفلک گرسنه اوه

تاسوعا در دیهوک

زهرا جون در امامزاده علی

بای بایبای بای

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

سلام خاله مهبوبم [ماچ][ماچ]سشنبه اومد ولی حیف که جمعه رفت خیلی دستتدارم

مامانی

قابل توجه اینکه نظر بالا رو زهرا جون نوشت سواد اکابریه دیگه [خنده] قربون دختر باسوادم [بغل][ماچ]

مهلا

سلام. من اکثر اوقات پستهای شما رو دنبال میکنم و از خوندنش و دیدن عکسهای گلهای نازتون لذت میبرم. از صمیم قلب آرزو میکنم همیشه خوشبخت باشین. قربان شما[گل]

آقاجان

خوب منم خوشحالم که شما گلای مهربون تحملم می کنین با این همه شیفت !

برکه

سلام ممنون که منو لینک کردین [قلب] زهرا جون و سما جون منم شما رو به عنوان اولین دوستام گذاشتم تو وبلاگم [خجالت][گل] واااااای خدا چقد عکساتون قشنگن [ماچ]

فرزانه

آفرین زهرای خاله.خوشحالم که خودت می نویسی!

آزاده و ساینا

سلام ملیح جون و زهرا و سمای گلممممممممم[ماچ] ووووووووووووووووووه از کی من اینجا سر نزدم[قلب] چه عکسهای خوشگلی..........وای سواد زهرا جونم.........خیلی خوبه خاله مهبوبه رو خوب اومدی عزیزم عوضش توی خوندن نقص نداری دخملی کلاس اولی زرنگ و باهوش[ماچ]

آزاده و ساینا

الهییییییییییییی همیشه سلامت و شاد زیر سایه مامان بابای مهربونت و در پناه حق پاینده باشین گلهای خاله[ماچ]

آزاده و ساینا

[خواب][خواب][خواب][خواب][خواب][خواب][خواب][خواب][خواب][خواب][خواب][خواب][خواب][خواب] 3 سال بعدددددددددددددددددددددددددددددددددد[گاوچران]

ايما.ن

سلام دوست عزیز داشتم رد میشدم که بلاگتو دیدم ، جالب بود ، امیدوارم خوب باشه همیشه . منم یه دیکشنری آنلاین ساختم که متن هم ترجمه میکنه ، بیا ببین نظرت چیه راستی اگه دیدی مفیده ، لطف کن تو وبلاگت بهش لینک بده ، تا خودت و دوستات بتونین همیشه ازش استفاده کنین . فعلا بای