وقتی گل دختری داشته باشی که تو یه آن ذوق مرگت کنه دیگه از خدای مهربون چی میخوای 

دیروز دختری از صبح مشکوک میزد دم به دقیقه میومد و آمار میگرفت که من پایین تو اتاقش نرم متفکر شب قبلش هم از من چسب و ... می خواست

ظهر که شد و بابا از سر کار اومد دستم رو گرفت و چشم بسته منو از پله ها برد

پایین و دم در اتاقش دل و قلوه دادن دخملا به من  قلب ....

و من موندم و حلقه های بهم پیوسته مروارید در چشمانم ...

 

 

 

 

 

 

به همه مامانای مهربون و دوست داشتنی تبریک میگم شاد و سلامت باشین

تقدیم به همتون