زهرا و سما
 
قالب وبلاگ

 

بالاخره بعد از ٢ روز که سما جون آبجی گلم زیر نورهای بنفش بود ، زردی اش خوب شد

 

ومرخص شد .

بعد با همدیگه ۴ نفری من و مامان و نی نی (سما) و آقاجان رفتیم امامزاده زیارت

جاتون حسابی خالی

چقدر خوش گذشت

دیروز هم در ١٢ روزگی بالاخره نافش افتاد

                         

و اولین مراسم حمام بوسیله مامان و کمک آقاجان انجام شد

نی نی هم اصلا گریه نکرد

منم مشقامو سر وقت نوشتم تا دیگه خانوم پناهی دعوام نکنن

[ ۱۳۸۸/٤/٢٩ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ] [ مامان زهرا و نی نی ] [ نظرات () ]

سلام دوستای مهربون

سما جونم زردی گرفته و الان توی بیمارستان بستری شده


اینقده دلم براش تنگ شده


دعا کنین که زود خوب بشه

ممنونم
[ ۱۳۸۸/٤/٢٠ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ] [ مامان زهرا و نی نی ] [ نظرات () ]

سلام امروز یعنی 2 ساعت قبل سما دخمل گلمون به دنیا اومد

 

قدمش مبارک

 

حالا عکساشو ببینید تا بعدا مامانی یه اپ خوشگل بزارن ....

 

[ ۱۳۸۸/٤/۱٦ ] [ ۱:٤۱ ‎ب.ظ ] [ مامان زهرا و نی نی ] [ نظرات () ]

 

اول از همه سلام به همه دوستای خوبم و به همه کسانی که به وبلاگ دخترم زهرا

سادات سر میزنن

دوم : اجازه از دخترم که این پست رو میخوام برای خودم بذارم

و سوم از همه تبریک فراوان به همه باباهای خوب مخصوصا همسرم ، پدرم و روح پدر

همسرم ،   که امروز روزشونه امیدوارم همیشه همه باباها سالم باشن و سایشون سر

خانواده هاشون باشه

و اماااااااااااااااااااااااااا

گپ و گفتم با خالق هستی

خدای من اول اینکه هزاران مرتبه  شکرت به خاطر همه موهبتهایی که به من عطا کردی

، هیچ وقت تاریخ ثبت عاشقیمون یعنی یازدهم فروردین ماه ١٣٨۶ رو فراموش نمیکنم که

به من همسری مهربون به اسم سید جلال رو عطا کردی

و بعد اون در ۵ سال و ٨ ماه و ٣ هفته پیش دختری گل به اسم زهرا سادات رو بهمون

عطا کردی که مایه برکت و رحمت زندگی ما شد

و حالاااااااااااا امروز یعنی ١٣ رجب روز میلاد مولود کعبه یه فرشته کوچولوی دیگه میخوای

به ما عطا کنی فرشته کوچولویی که امروز دقیقا ٣٩ هفته از سنش میگذره و به همین

زودی قدم به این دنیای خاکی میزاره شاید فردا !!!!!!!!!

خدای من گرچه گنهکارم و خجالت زده در درگاه تو اما لطف و کرم تو آنقدر زیاده که

قابل توصیف نیست و سزوار خداوندیت کس نتواند که به جای آورد !

خدای من تو این روز عزیز فقط و فقط سلامتی فرشته کوچولوی توی راه رو ازت میخوام

فرزندی صالح و سالم که بنده ای خوب برای خدای بخشنده ای مثل تو باشه 

خدااااااااااااااااااااااااییییییییییییی من هزاران بار شکرت

و امااااااااااا دخترم زهرا سادات عاشقانه دوستت دارم و از خدا سلامتی و پیشرفت در

در کارهاتو میخوام ، گل دخترم ، مامانی رو این چند روزه به خاطر استرس به دنیا آمدن

نی نی ببخش ،  اگه در حقت کوتاهی کردم ولی بدون که همیشه دوستت دارم دوستت

دارم دوستت دارم و امیدوارم با آبجی کوچولو دوستای خوبی برای همدیگه باشین و

خدای مهربون میخوام که هر دو تون موفق باشین

و اماااااااااااا همسرم سید جلال ممنونم که همیشه بعد خدا پشت و پناهم در همه کارها

بودی و منو ببخش اگر این مدت در حق شما و زهرا کوتاهی کردم و مخصوصا این چند روز

اخیر ...............

درآخر از همه دوستای گل و هر کسی که این پست رو میخونه میخوام که برام خیلی دعا

کنن برای من و نی نی توی دلم همتون سالم باشید و سرافراز در پناه حق

 

الحمد لله رب العالمین



[ ۱۳۸۸/٤/۱٥ ] [ ٥:٤٠ ‎ق.ظ ] [ مامان زهرا و نی نی ] [ نظرات () ]

سلام

من بزرگ شدم .....

 

                                                         

چند روز بود دندونم لق شده بود ....

                        

دیروز عمو حمید آقا بابای ساینا کوچولو یه دفعه سرم شیره مالیدن و دندونمو کندن




اولش گریه کردم  ....




اما زود خوب شد و منم دندون رو نگه داشتم به آبجی که هفته دیگه میاد نشون بدم



[ ۱۳۸۸/٤/۸ ] [ ٥:۳۱ ‎ب.ظ ] [ مامان زهرا و نی نی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من زهرا هستم پنج ساله بودم که اومدم اینجا و الان هفت ساله شدم یه آبجی کوچولو دارم به اسم سما که الان یک ساله شده
صفحات اختصاصی
امکانات وب