|
زهرا و سما |
سلاممممممممم به ناز گلای من و آقا جان !!
اما حکایت هفت در هفت که مطمئنا 49 نمیشه !! پس چند میشه ؟؟؟ دردونه دو روز پیش هفت ماهه شد و نوبت مراقبت داشت اون هم از نوع ویژه چون در شش ماهگی خوب وزن نگرفته بود باید چکاب میشد خلاصه طی هفته های اخیر دل کوچولوی سما خانم شد محل امتحان مامانی که با برنامه ریزی دقیق پر میشد اما با کمال ناباوری و علیرغم خوب خوردن سما خانم وزنش فقط ربع کیلو شده بود که شد 7 کیلو و ربع !!! نمیدونم دیگه باید چه کار کنم شیر دهی تا حد امکان خوب ، غذا خوردن عالی ماشااللههههههههههههه و ........... خلاصه در آخر به این نتیجه رسیدیم که بچه از مامان و باباش که نمیتونه چاقتر باشه و شما همینی هستی که هستی !! این بود داستانک هفت در هفت !! وزن : 7/250 دور سر : 45 قد : 66 و اما عکسهای چند هقته که چه عرض کنم چند ماه اخیر !! از قدیم به جدید !!!!!!!! زهرا جون در یه روز پاییزی در روستای ییلاقی خور نزدیک طبس
نمونه ای از گریه اندر خنده سما خانم !!
مامان و سما با هم درس میخوانن
ایستک بدم خدمتتون !!
اینم اون ور زهرا خانم که از فرط گرسنگی اینجوری شده !!!!!
و اینورششششششششش که خودش هم خندش گرفت چون تا وقتی بهش نگفتیم متوجه نشده بود !!
جایزه خانم گلی از خانمشون به خاطره تعدد در ستاره هاش گرفته !!
آخرین روز کلاس کامپیوترش که با خط اا رفتیم تا اونجا !!
رو تخت آبجی نشستی ،عروسک اونو داری میخوری ، خنده هم داره ملوسکککک
سما خانم مشغول زیارت در امامزاده خودمون !! ( البته شاهکار خاله آزیته
سما جون و ساینا جون ( باز هم شاهکار خاله )
نمیدونم روروئک بازیه یا آکروبات بازی !!!!سما : ( دعوام نتونین دوست تونا تون تند تا بادی گالد اطلافم بودن )
تا دیدار بعدی که احتمالا بعد سفر به چابهار باشه آخه داداش کوچیک بنده چند ماهه میشه که خدمت مقدس !! سربازی رو داره تو بیمارستان بندر کنارک میگذرونه و ما به امید خدا قصد داریم بریم دیدنش !!
[ ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ ] [ ۱:٥٥ ب.ظ ] [ مامان زهرا و نی نی ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |